خرید بک لینک

خوشه های خشم را رها کردم ...هر چه تلاش کردم به خواندن کتاب ادامه بدهم نشد..نتوانستم ...من را مجذوب خودش نکرد...کتاب فاتحان را می خواهم بخوانم ...به نظرم باید کتاب جالبی باشد...کتابی از یک نویسنده فرانسوی درباره جنگ....زمانی فکر می کردم که کتاب های تاریخی و بدتر از ان جنگی برایم اصلا جذابیتی ندارد...بعد فکر کردم که زندگی جنگ و دیگر هیچ تنها کتابی درباره جنگ است که دوست دارم...الان می بینم کتاب هایی از این دست را بیشتر دوست دارم... کامنت پست قبل باعث شد تمام شعر هایم را دوباره بخوانم....باورم نمی شد من این اشعار را نوشته ام!!!...الان در خودم حتی در حد یک جمله اهنگین نوشتن نمی بینم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 18:02

یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقتی فکر می کنم سی سال باید هر هفته دو سه ساعت بشینم تو اتوبوس برم یک شهرستان و بعد سه روز دوباره بشینمادامه مطلب

برچسب: سخنی, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:15

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند... خدا رو شکر می کنم که ماه محرم آمده و من هنوز به این مکتب و این خانواده ایمان دارم, عاشقشونم و پای سفرشون نشستم...وقتی می شنوی یکی که یک روز اهل هیات بوده و شب تا صبح تو هیات ماه محرم زحمت می کشیده حالا منکر پیامبر و اسلام هست و باید تو مجالس شرب خمر پیداش کنی از ایمان امروزت می ترسی...از فردات می ترسی ... همه دعا ها و آرزو های ریز و درشت دیگت برات بی ارزش می شن و دادامه مطلب

برچسب: عاقبت,بخیر, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:15

فکر نمی کنم کسی تجربه خاله شدن در سالگی را داشته باشد!!! البته از نوع خاصی که من مد نظرم است یعنی خاله سی دانشجوی دکتری باشد!!! خوب من خوشبختانه شانس این را داشتم و الان بیش از شش ماه است که پانزده دوست نازنین من که به لطف همان سفر ها و زندگی در خارج از کشور با آنها اشنا شدم مرا خاله خطاب می کنند و مهمان خانه مجازی ام هستند...خدا مرا خیلی دوست دارد که هر جایی که باشم دیگران از بودن با من لذت می برادامه مطلب

برچسب: خونه,خاله, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:15

حتما نام سریال شاهگوش را شنیده اید و یا شاید آن را دنبال کرده اید. برای ان دسته از دوستانی که این فیلم را ندیده اند خلاصه ای از ماجرا را تعریف می کنم. اکبر عبدی در نقش بابا رحمان، کله پزیست که صبح زود یک ماشین به او می زند و فرار می کند و در همان قسمت اول می میرد. دخترو همسرش به کلانتری 100 ملت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:05

یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:05

نمی دانم تا به حال کسی را دیده اید که می داند دیگران می خواهند زیراب او را بزنند و می تواند جلویشان را بگیرد ولی نمی گیرد؟ بعد از عملیات زیر آب زنی همچنان با فرد زیرآب زن با احترام بر خورد کند و خواسته اش را برآورده کند؟ به نظر شما مشکل چنین فردی چیست؟ می خواهم سوار اتوبوس شوم که راننده می گوید: بشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:05

من آدمی هستم با عقاید مذهبی خاص. شاید هم خودم اینجوری فکر می کنم و واقعیت امر این نیست. من اعتقادات مذهبی رو از پدری یاد گرفتم که تو یک خانواده کاملا غیر مذهبی حاضر شده از ارث چند میلیاردی محروم بشه ولی دست از اعتقاداتش بر نداره، با وجود تمام اعتقادات مذهبیش سی سال پیش انگلیس رفته. بیشتر از پدرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:05

رسيده ام به جايي كه حوصله ناز خريدن از هيچ كس را ندارم. مي خواهد استاد راهنما باشد، يا رييس بخش ديوانه و فضولمان، مادرم باشد يا كسي كه ادعا مي كند عاشقم است. به راحتي مي گويم اگر نمي شود خوب پس هيچي. اگر نمي خواهي خوب پس تموم. خيلي خوب است به جاي اينكه خودت حرص بخوري آنها حرص مي خورند و تو تنها در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 14:05

سلام خوب هستید؟ گذرم به این طرف ها نیفتاده بود...دلم برای نوشتن تنگ شده بود..نوشته هایی که فقط خودم و چند دوست می خواندند ولی مرا تسکین می داد... از خودم بگویم: مشغول کار و درس و زندگی...ریحان و گل می کارم و مثل بچه هایم دوستشان دارم ...به عشقشان از خواب بیدار می شوم و قبل از هر چیزی به آنها آب می دهم... عوض شده ام...شکننده تر و حساس تر از قبل...دارم کمی از آن روحیه محکمی را که داشتم از دست می دهم و علتش چند بار اشتباه کردن هاییست که مقصر اول و اخرش خودم بودم... بالاخره بعد از چندین بار برنامه ریزی و کنسل شدن توانستم این تابستان به خارج از کشور سفری داشته باشم مجردی...ادامه مطلب

برچسب: چه خبرا؟,چه خبر از,چه خبرازبازیگران,چه خبر از ایران,چه خبر از مرتضی پاشایی,چه خبر از پرسپولیس,چه خبر از, فراهانی,چه خبر از عراق,چه خبر اندیمشک,چه خبراز کجا, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:55

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند... خدا رو شکر می کنم که ماه محرم آمده و من هنوز به این مکتب و این خانواده ایمان دارم, عاشقشونم و پای سفرشون نشستم...وقتی می شنوی یکی که یک روز اهل هیات بوده و شب تا صبح تو هیات ماه محرم زحمت می کشیده حالا منکر پیامبر و اسلام هست و باید تو مجالس شرب خمر پیداش کنی از ایمان امروزت می ترسی...از فردات می ترسی ... همه دعا ها و آرزو های ریز و درشت دیگت برات بی ارزش می شن و دو دستی مثل بچه ها که دامن مادرشون رو می کشند دست به دامن خدا می شی که مسلمون بمیرم...شیعه بمیرم..عاشق اهل بیت بمیرم...عاقبت بخیر بشم...اونوقت می فهمی معنی دعای عاقبت بخیری یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:55

هیچ کس اینجا منتظرم نیست و من بعد از چیزی حدود یک سال امده ام بنویسم ...می خواهم نوشتن را از سر بگیرم ولی جایی دیگر ...هنوز نمی دانم کجا فقط می دانم باید بنویسم ...این مدت اتفاقات زیادی برایم افتاد...خوب و بد ...با یک کوله پشتی به هشت کشور دنیا سفر کردم ..زندگی کردم و برگشتم ...با یک چمدان تجربه ....چند روزیست که سی سالم شده است...نمی دانم باید حس خاصی داشته باشم یا نه ولی شاید زندگی در یکی از این کشورها که قوانین همه برای افراد سی سال به بالا عوض می شد این عدد را برایم خاص تر کرد...برایم نشان پیری شد...ادم ها دو دسته هستند یا زیر سی سال و یا بالاتر ...یعنی سی و چهل و پنجاادامه مطلب

برچسب: من آمده ام که با تو راهی بشوم,من آمده ام که ناز بنیاد کنم,من آمده ام که عشق فریاد کنم,من آمده ام که عشق فریاد کند,من آمده ام که ناز,من امده ام که با ادب برگردم,من آمده ام که ناز بنیاد کند, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:55

فکر نمی کنم کسی تجربه خاله شدن در سالگی را داشته باشد!!! البته از نوع خاصی که من مد نظرم است یعنی خاله سی دانشجوی دکتری باشد!!! خوب من خوشبختانه شانس این را داشتم و الان بیش از شش ماه است که پانزده دوست نازنین من که به لطف همان سفر ها و زندگی در خارج از کشور با آنها اشنا شدم مرا خاله خطاب می کنند و مهمان خانه مجازی ام هستند...خدا مرا خیلی دوست دارد که هر جایی که باشم دیگران از بودن با من لذت می برند و کمتر پیش می آید تنها بمانم...حتی در دنیای مجازی... می خواهم مهارت هایی را که بلد نیستم و یا ضعیف هستم تقویت کنم. اولینش شنا بود که می روم... کتاب خوشه های خشم از جاادامه مطلب

برچسب: خونه,خونه, در تهران,خونه, کدوم وره,خونه, شادونه,خونه, مريم,خونه, در شیراز,خونه تیمی,شعر خونه, کدوم وره, نویسنده: کیانوش اسدی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:54

صفحه بندی