
یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقتی فکر می کنم سی سال باید هر هفته دو سه ساعت بشینم تو اتوبوس برم یک شهرستان و بعد سه روز دوباره بشینم...
ادامه مطلب
یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقت...
ادامه مطلب
سلام خوب هستید؟ گذرم به این طرف ها نیفتاده بود...دلم برای نوشتن تنگ شده بود..نوشته هایی که فقط خودم و چند دوست می خواندند ولی مرا تسکین می داد... از خودم بگویم: مشغول کار و درس و زندگی...ریحان و گل می کارم و مثل بچه هایم دوستشان دارم ...به عشقشان از خواب بیدار می شوم و قبل از هر چیزی به آنها آب می دهم... عوض شده ام...شکننده تر و حساس تر از قبل...دارم کمی از آن روحیه محکمی را که داشتم از دست می دهم و علتش چند بار اشتباه کردن هاییست که مقصر اول و اخرش خودم بودم... بالاخره بعد از چندین بار برنامه ریزی و کنسل شدن توانستم این تابستان به خارج از کشور سفری داشته باشم مجردی......
ادامه مطلب