
یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقتی فکر می کنم سی سال باید هر هفته دو سه ساعت بشینم تو اتوبوس برم یک شهرستان و بعد سه روز دوباره بشینم...
ادامه مطلب
فکر نمی کنم کسی تجربه خاله شدن در سالگی را داشته باشد!!! البته از نوع خاصی که من مد نظرم است یعنی خاله سی دانشجوی دکتری باشد!!! خوب من خوشبختانه شانس این را داشتم و الان بیش از شش ماه است که پانزده دوست نازنین من که به لطف همان سفر ها و زندگی در خارج از کشور با آنها اشنا شدم مرا خاله خطاب می کنند و مهمان خانه مجازی ام هستند...خدا مرا خیلی دوست دارد که هر جایی که باشم دیگران از بودن با من لذت می بر...
ادامه مطلب
یک وقت هایی تو زندگیت دلت می خواد بری تو حالت استند بای. ظاهرا روشنی و فعالیت داری ولی باطنن در کمال آرامش هیچ کاری نمی کنی. یک چیزی مثل کماست. فقط به شرطی که خواب نبینی. خواب دیدن آدم رو خسته می کنه. خیلی حرفم نمی یاد. دوست دارم اون آرامش اینجا هم باشه. شاید این تمایل ناشی از شیرازی بودن منه. وقت...
ادامه مطلب
فکر نمی کنم کسی تجربه خاله شدن در سالگی را داشته باشد!!! البته از نوع خاصی که من مد نظرم است یعنی خاله سی دانشجوی دکتری باشد!!! خوب من خوشبختانه شانس این را داشتم و الان بیش از شش ماه است که پانزده دوست نازنین من که به لطف همان سفر ها و زندگی در خارج از کشور با آنها اشنا شدم مرا خاله خطاب می کنند و مهمان خانه مجازی ام هستند...خدا مرا خیلی دوست دارد که هر جایی که باشم دیگران از بودن با من لذت می برند و کمتر پیش می آید تنها بمانم...حتی در دنیای مجازی... می خواهم مهارت هایی را که بلد نیستم و یا ضعیف هستم تقویت کنم. اولینش شنا بود که می روم... کتاب خوشه های خشم از جا...
ادامه مطلب